عیسی مسیح 1.2

Creation of Adam 1

“دشمنی و کینه در میان تو و زن و در میان نسل تو و نسل او قرار خواهم داد، او سَر تو را خواهد کوبید و تو پاشنۀ او را خواهی گزید.”

ما اینجا در بحث تاریخ خلقت هستیم.

آدم و حوا از میوه درخت شناخت خوب و بد خوردند و بی گناهیشان از دست رفت، در حالی که از خدا پنهان شده بودند، خدا آمد و آنها با خدا گفتگو کردند

و همینطور، مار هم قسمتی از داستان است، او حوا را فریب داد، او به مار اعتماد کرد و بنابر این به سمت سقوط رفت. و :همینطور، مار بهمراه آدم و حوا به پیشگاه داوری خدا آمدند و خداوند به مار فرمود

“دشمنی و کینه در میان تو و زن و در میان نسل تو و نسل او قرار خواهم داد، او سَر تو را خواهد کوبید و تو پاشنۀ او را خواهی گزید.”

این داستان و تاریخ بشریت و موقعیت اوست.

این داستان تنها یک تاریخ از موقعیت و چگونگی زندگی انسان اولیه نیست بلکه بیشتر از آن، داستان زندگی ما انسانهای امروزی هم هست و این تصویری از همه

 اَدوار زندگی انسانهاست.

قبل از شرح دشمنی میان مار و زن، جزئیات دیگری می خوانیم در مکاشفه 12:

“آنگاه نشانی عظیم و شگرف در آسمان پدیدار شد: زنی که خورشید به تن داشت و ماه، زیر پا داشت و تاجی از دوازده ستاره بر سَر داشت. زن آبستن بود و

 فریادش از درد زایمان بلند بود. آنگاه نشانی دیگر در آسمان پدیدار شد: اژدهایی سرخ فام و عظیم که هفت سَر داشت و ده شاخ و هفت تاج بر سَرهایش

 بود. دُمش یک سوم ستارگان آسمان را جاروب کرد و بر زمین فرو ریخت. اژدها پیشِ روی آن زن که در آستانه زایمان بود ایستاد، بِدان قصد که فرزند او را تا به

 دنیا آمد ببلعد. آن زن، پسری به دنیا آورد، فرزند ذکوری که با عصای آهنین بر همه قومها فرمان خواهد راند. و فرزند او، بی درنگ رُبوده شد و نزد خدا و پیش

 تخت او فرستاده شد.”

این تصویری از تکامل آن زن که در باغ بود تا زمان پیش بینی شده زایمان اوست، که اینک او لباسی از خورشید به تن دارد و ماه زیر پایش و دوازده ستاره بر

روی سرش و بقیه نشانه ها. این نشانه ها همگی جالب هستند و طبیعتا دارای معنی. آن نشانه ها از تکامل انسان می گوید، از زمان از دست رفتن بی گناهی تا

زمان آخر که مسیح بر سَر مار خواهد کوبید. که نوشته شده است:

“او سَر تو را خواهد کوبید و تو پاشنۀ او را خواهی گزید.”

و همینطور، مار هم تکامل پیدا کرده است و می خوانیم در مکاشفه، که او بزرگ شده است. یک اژدهای عظیم الجثه با هفت سَر، که مسلما بیشتر از یکبار در

سَر کوبیدن لازم دارد.

در ادامه در مکاشفه 22 می خوانیم که این همان مار است . یوحنا نوشته است:

“او اژدها را، آن مار کهن را، که همانا ابلیس یا شیطان است گرفت.”

همینطور همه نشانه های آن دارای معنایی است، هفت سَر و ده شاخ و بقیه نشانه ها.

این داستان بشریت و همچنین شکل گرفتن دعوای میان انسانهاست.

دشمنی و کینه میان مار و آن زن قسمتی از داستان بشریت است. از آغاز که در کتاب پیدایش آمده تا زمان آخر که در مکاشفه آمده است و وعده ای که در

مسیح تکمیل می شود.

نکته دیگری است که در داستان خلقت و قبل از تمام وعده ها درباره مسیح می توانیم مشاهده کنیم و آن ارتباط میان خدا ، انسان و مار است.

ما در جامعه کنونی، خیلی از ایده های زرتشت را داریم و اما ایده های زرتشت، ایده های موسی و داستان خلقت نیستند.

در آئین زرتشت، اهورا مزدا، خدای خالق و اهریمن، روح خبیث یا بطور ساده تر خدای بدی. این تصویر جهانی، دوگانه گرایی نام دارد که بطور ساده می توان بیان

کرد که در این جهان یک خدای خالق و یک اهریمن وجود دارد و این دو با همدیگر درگیر هستند.

مثل این تصویر، طبیعتا می توانیم در فیلمهای هالیوودی مشاهده کنیم: خوب در برابر بد، خدا در برابر شیطان و این یک دعوای همیشگی است. این دوگانگی

برای من شناخته شده است و من فکر میکنم که همه با آن آشنایی دارند.

اما نوشتۀ ما در کتاب اول موسی، چیز دیگری می گوید که خدا، بصورت یک شخصیت حضور دارد که تحت تاثیر اتفاقات مخلوقاتش قرار نمی گیرد و از آغاز تا

انتها همه اتفاقات را تعیین می نماید و خداوند در موضعی نیست که بخواهد از خود، در برابر بدی دفاع کند، چون نوشته شده است :

“در او نه تغییری است و نه سایه ناشی از دگرگونی.”

مار نزد خدا نیست که بتواند او را آزار رساند و هیچگونه درگیری میان خدا و مار وجود ندارد که خدا بخواهد از خود دفاع کند. چیزی که اتفاق افتاد این بود که،

مار بهمراه انسان در برابر پیشگاه داوری خداوند ایستاد و مجازات آغاز شد. خدا از آغاز تعیین کننده بوده و تنها سازمان دهنده این داستان بوده است.

همه چیز پدیدار گشت، همینطور مار بوجود آمد. او درختان و گیاهان را کاشت و همینطور درخت شناخت خوب و بد را کاشت. همچنین مجازات مرگ را خلق

کرد. او قاضی را ندا داد و همینطور مار را. در اینجا دوگانگی وجود ندارد، چون هیچگونه درگیری بین خدای خوب در مقابل شیطان بد وجود ندارد، بلکه یک

خداست که همه مخلوقاتش تحت فرمان او قرار دارند، خوب مثل بد.

خداوند درباره خودش میفرماید در کتاب تثنیه 32:

“بدانید که من، تنها من، خدا هستم و به غیر از من خدای دیگری وجود ندارد. من می میرانم و زنده می سازم. مجروح می کنم و شفا می بخشم. کسی نمی تواند

 از دست من رهایی یابد.”

وقتی که ما به اتفاقات داستان خلقت نگاه می کنیم، می بینیم که این داستان درباره خدا نیست بلکه درباره انسانهاست. ما وسوسه می شویم، ما می خوریم، ما

مجازات می شویم و ما می میریم.

“زیرا خدا با هیچ بدی وسوسه نمی شود و کسی را نیز وسوسه نمی کند. هنگامی که کسی وسوسه می شود، هوای نَفس خود اوست که او را می فریبد و

به دام می افکند. هوای نَفس که آبستن شود، گناه می زاید و گناه نیز چون به ثمر رسد، مرگ به بار می آورد.”(یعقوب 1)

مار نیز دشمنی با خدا نخواهد داشت و او مشکل خدا نیست، او مشکل انسانهاست. خداوند دروغ نمی گوید، انسان دروغ میگوید. مار حتی یک کلام با خدا صحبت

نمی کند، مار با انسانها صحبت می کند. و این منطقه فعالیت اوست.

مسیح هم همینطور، مربوط به انسانهاست، آن کلام خدا به این معنی است که انسانی می بایست بیاید. او از نسل زن است تا بر سَر مار بکوبد و آن انسان است که

مشکلات را حل میکند.

خدا به مسیح احتیاج ندارد. خدا به نجات دهنده احتیاج ندارد، بلکه انسان است که به او احتیاج دارد.

“خداوند به مار فرمود: دشمنی و کینه در میان تو و زن و در میان نسل تو و نسل او قرار خواهم داد، او سَر تو را خواهد کوبید و تو پاشنۀ او را خواهی گزید.”

تاریخ خلقت بهمراه وقایع مکاشفه و آرماگِدونش، جملگی داستان بشریت است. سقوط تو، مشکل تو، دعوای تو، آرماگِدون تو.

این است داستان انسان، این است داستان مسیح.

اما چه معنایی دارد اینکه: او سَر تو را خواهد کوبید. و برای چه ما به یک مسیح احتیاج داریم، یک منجی و نجات ما از چی؟

این سؤال را هر شخصی می تواند جواب دهد، اگر کمی تأمل و درنگ کنیم. چون این دنیا، خیلی چیزها برای حواس پرتی انسان از فکر کردن به مشکلات دارد.

تلویزیون کمک خوبی است، یک شیشه ویسکی کمک بهتری است، یک شیشه ویسکی روبروی تلویزیون که بهترین کمک است یا خرید، خرید، تخفیف، پیشنهاد.

چه کارهای دیگری انسان می تواند انجام دهد برای فرار از مشکلات؟

منتظران مسیح اگر انسان را نفهمیده باشند، نمی توانند بفهمند که برای انسان است که باید مسیح بیاید. یک مشکل که مسیح باید حل کند، دشمنی میان

انسانهاست. ما همه با این مشکل آشنا هستیم ولی شاید بعضی بگویند ما در زندگیمان با هیچ کس مشاجره ای نداشته ایم.

در ادامه، در تورات و کتابهای پیامبران می خوانیم که این مشکل، بخشی واقعی از زندگی منتظران مسیح می باشد و مسیح می بایست آزادی با خود بیاورد. ما در

آن سخن از داستان خلقت درباره دشمنی شنیدیم، که این قسمتی از وظیفه مسیح است، که اگر این مشکل را حل نکند پس او مسیح نیست، که آغاز این دشمنی

را پیدا میکنیم در این نوشته:

“من دشمنی را در میان تو ای زن و نسل تو ای مار قرار خواهم داد.”

در هفته گذشته گفتیم که این دو نسل، انسانها هستند، نسل زن و همینطور نسل مار.

همینطور در تفسیر آرامی هفته گذشته به آن اشاره شد. او نوشته بود در تفسیرش (تارگوم) درباره قسمتی از داستان خلقت:

نسل زن در آخرین روز، صلح و آسایش خواهند یافت، در روز پادشاهی مسیح.

این مفسر آرامی، آن مار را شناخته بود که انسان است، همانطور که عیسی گفت.

وقتی که عیسی بعضی اشخاص را افعی زادگان صدا می زد و به آنها می گفت:

“شما که بد سیرت هستید، چگونه میتوانید سخن نیکو بگوئید؟ زیرا زبان، از آنچه دل از آن لبریز است سخن می گوید.”(متی 12)

در اینجا انسانها تقسیم بندی شدند. او در دشمنی با خودش زندگی می کند.

تصویر جهانی دوگانگی گرایی که خوب و بد همیشه باهمدیگر درگیر هستند را همگی خوب می شناسیم، تصویری که زرتشت ارائه داد در اهورا مزدا، خدای خالق

و اهریمن، روح پلید. اما این تصویرِ ارائه شدۀ خدا نیست، بلکه بازتاب خود انسانهاست. تقسیم بندی ما، دعوای ما با یکدیگر و با خودمان.

تصویر شیطان و فرشته، که بر روی شانه های چپ و راست ما نشسته اند و در گوش ما نجوا می کنند، تصویری از انسانهاست و ارائه گر تقسیم بندی یا تفرقه

انسان است، نه تصویری از مشکل خدا.

کتاب مقدس، ارائه گر تصویر واضحی از انسان و سرنوشت اوست. در هیچ جایی بهتر از کتاب مقدس، نمی توان تقسیم بندی طبیعت انسانها را مشاهده کرد.

درگیری و دعوای دو برادر، همیشه زمینه ای تکرارشونده است که با دو فرزند حوا شروع می شود. او دو پسر داشت بنامهای: قائن و هابیل.

خداوند قربانی هابیل را قبول کرد، ولی قربانی قائن را نپذیرفت.

“روزی قائن از برادرش هابیل خواست که با او به صحرا برود. هنگامی که آنها در صحرا بودند، ناگهان قائن به برادرش حمله کرد و او را کُشت.”(پیدایش 4)

جدایی، دشمنی، اسارت، مشاجره، تفرقه.

باز هم دو برادر، اسحاق و اسماعیل، که دو راه متفاوت در پیش گرفتند و یکی پذیرفته شد و دیگری پذیرفته نشد.

اما بهترین بیان اختلاف را، زندگی یعقوب و عیسو داشتند که دوقلو به دنیا آمدند. در کتاب اول موسی 25 نوشته شده است:

“دو طفل در رَحِم او دعوا می کردند و وقتی زمان وضع حمل رسید، دید که دوقلو در بدن دارد. نخستین سرخ رنگ بود و بدنش چنان با مو پوشیده شده بود که

 گویی پوستین بر تن دارد و او را عیسو نام نهادند. پسر دومی که به دنیا آمد، پاشنۀ پای عیسو را گرفته بود و او را یعقوب نام نهادند.”

جدایی، دشمنی، اسارت، مشاجره، تفرقه.

و هرچه پیش می رویم در تاریخ بشریت: برادرها در مقابل برادرها، ملت در مقابل ملت، جنگ، دعوا و کشتار انسانها، که این است دشمنی انسان با خودش.

اما در کتاب اول موسی گفته شد، که روزی مسیح خواهد آمد و مسیح آمد. پیش بینی موسی، این را گفته بود که مسیح، پایان این دشمنی را با خود می آورد، او

بر سر مار خواهد کوبید و بدین جهت نسل مار به زانو در می آید و انسانها می توانند بایکدیگر، زندگی آزادانه ای داشته باشند. این همانی است که مسیح باید

انجام می داد و این همان کاری است که او انجام داده است و هر روز دوباره انجام می دهد.

اوست که درباره اش صحبت می کنیم: عیسی ناصری.

مسیح و تمام کننده داستان بشریت. الف تا ی، اول و آخر.

در داستان تکامل بشریت، همیشه و همیشه میان خوب و بد، درگیری و دعوا وجود داشته است، بین نسل زن و نسل مار. بعضی اوقات این یکی برنده می شد و

گاهی آن یکی. اما کِی زمان آخرین مبارزه فرا رسید و کِی زمان کوبیده شدن سَرمار توسط مسیح رسید که همه منتظر بودند.

دشمنی ایستادگی کرد، منتظران هم ایستادند و تنش و دلهره بالا رفت و همانطور که زمان گذشت به نقطه تلاقی رسید. انسان در برابر انسان تا آخرین لحظه

آشکاری و برهنگی حقیقت.

در مزامیر 53 می خوانیم:

“خدا از آسمان بر انسانها می نگرد تا ببیند آیا شخص فهمیده ای وجود دارد که طالب خدا باشد. اما همه گمراه و فاسد گشته اند، حتی یک نفر درستکار هم

در بین آنها نیست.”

و بهترین مرد اسرائیلی در این باره در رومیان 7 گفته است:

“می دانم که در من، یعنی در نَفس من، هیچ چیز نیکوئی ساکن نیست. زیرا هر چند میل به انجام آنچه نیکوست در من است، اما نمی توانم آن را به انجام رسانم.

 زیرا آن عمل نیکو را که می خواهم، انجام نمی دهم، بلکه عمل بدی را که نمی خواهم، به جا می آورم.”

هفته آینده می خوانیم بیشتر صحبت کنیم درباره انسان و درگیریش، انسان و پیروزیش.

تفرقه نزدیکتر از آنچه که ما فکر می کنیم، قرار دارد. آرماگِدون در سرزمین شما پیدا می شود.

 کوبش بر سر مار بوسیله مسیح خیلی دردناکتر از آنچه که ما فکر می کنیم است.

                                                                                                                        آمین

Comments are closed