خدا محبت است

عشق الهی1

در خیلی سال قبل خداوند بوسیله موسی احکامش را بیان نمود و امروز از آن احکام فقط ده فرمان برای همه شناخته شده است . این ده فرمان است که از میان احکام خداوند برای ما وجود دارد.

انسانها برای نگه داشتن ده فرمان نباید حتما مسیحی باشند بلکه این احکام در میان یهودیان و مسلمانان هم وجود دارد و همینطور آنها هم این ده فرمان را نگاه میدارند. این احکام فقط مخصوص ما نیست و نه فقط مخصوص مسیحیان.

این ده فرمان فقط میان کسانی نیست که معتقد به یک دین هستند بلکه برای آنهایی که پیرو هیچ دینی نیستند هم شناخته شده است.

این ده فرمان در کل اروپا در جریان است و به آن عمل میشود. میان مردم خیلی سخت میتوان پیدا کرد کسانی را که به این احکام اعتقاد نداشته باشند برای مثال قتل مکن ، زنا مکن ، به پدر و مادرت احترام بگذار و بقیه.

اگر همه این احکام را نگه میدارند و در زندگیشان جریان دارد و به آنها عمل میکنند پس برای چه به عیسی مسیح احتیاج داریم؟ این احکام که خیلی قبل از مسیح آمده اند.

برای چه مسیح آمد؟ و مهمتر اینکه برای چه کاری مسیح برای من آمد؟

ما در کتاب مقدس ده فرمان را خوانده ایم و همینطور درباره مسیح.

ما درباره مسیح خوانده ایم:

“زیرا خدا جهان را آنقدر محبت کرد که پسر یگانه خود را داد تا هرکه به او ایمان آورد هلاک نگردد، بلکه حیات جاویدان یابد. زیرا خدا پسر را به جهان نفرستاد تا جهانیان را محکوم کند بلکه فرستاد تا به واسطه او نجات یابند، هرکه به او ایمان دارد محکوم نمیشود”

 

“زیرا خداجهان را آنقدر محبت کرد که پسر یگانه خود را داد”

وقتی درباره  محبت صحبت میکنیم درمی یابیم که محبت یک موضوع شخصی و فردی است.

یوحنا اشاره کرده به آمدن عیسی بعنوان محبت خدا که در عیسی این محبت شخصی و فردی معنا پیدا میکند.

احکام از جانب خدا آمدند و من میتوانم این احکام را در نزد خود نگه دارم بدون خدا و همچنین میتوانم این احکام را انجام دهم بدون فکر کردن به خدا.

عیسی مسیح هم از جانب خدا آمد ولی نمیتوان او را از خدا جدا دانست چون عیسی نشانه محبت خداست.

“زیرا خداوند جهان را آنقدر محبت کرد که پسر یگانه خود را داد”

خداوند در این کلام میخواهد شخصی ،نزدیک و صمیمی شود.

شاید تو تا امروز زندگی خوبی داشته ای. تو هیچ قتلی انجام نداده ای، تو از همسرت طلاق نگرفته ای، تو به پدر و مادرت احترام گذاشته ای. من فکر میکنم که تو این را احساس کرده ای که  یک نفر اعمال تو را همیشه مشاهده میکند و برای همین تو به اعمال خوب فکر میکنی . آن خداست.

او همیشه آنجا در سر راه تو وجود دارد که بعضی اوقات چیزهایی از او حس میکنی و میدانی که زندگی تو اتفاقی و تصادفی نیست.

آن روح یا سرنوشت یا فرشته نجات، همان نزدیکی و صمیمیت خداست که امروز در عیسی مسیح وجود دارد. او نمیخواهد برای تو فقط احکام باشد. در تمام زمانها و در تمام زندگی تو، خداوند تو را دوست داشته و میخواهد تو این محبت را بواسطه عیسی مسیح حس کنی.

“تا هرکه به او ایمان آورد هلاک نگردد بلکه حیات جاویدان یابد”

این کلام نشان دهنده اثر محبت خداست که همانا حیات جاویدان است. این خیلی فوق العاده است. اما طبیعتی است که محبت خدا یک اثر بزرگ داشته باشد چون احکام خدا هم تاثیر خود را دارد. ما میتوانیم احکام خدا را از خدا جدا کنیم ولی محبت خدا جداشدنی نیست برای اینکه در آن حیات جاویدان است.

“تا هرکه به او ایمان آورد هلاک نگردد بلکه حیات جاویدان یابد”

احکام خداوند بصورت ناخودآگاه انجام میشود و خداوند در تمام زندگی تو حس میشود که خیلی به تو محبت دارد. عیسی مسیح محبت خداوند است برای تو. میتوانی این محبت را بپذیری؟

اگر بتوانی ، آن برای تو حیات جاویدان به ثمر می آورد و تو هلاک نمیشوی.

“زیرا خدا پسر را به جهان نفرستاد تا جهانیان را محکوم کند”

 شاید تو فکر میکنی که آن روح را که همیشه با توست میشناسی که اثرات زیاد آن را در سرنوشت و زندگی خود احساس میکنی. من این اثرات را در زندگی بصورت عینی حس کرده ام و من او را گاهی اوقات فرشته نجات مینامم.

 اما وجدان من گاهی مسئله دار میشود.شاید تو قتلی انجام داده باشی ،شاید از همسرت طلاق گرفته باشی و شاید به پدر و مادرت احترام نگذاشته ای.

“زیرا خدا پسر را به جهان نفرستاد تا جهانیان را محکوم کند”

عیسی مسیح نیامد که سنگینی وجدان تو را بیشتر کند یا تو را محکوم کند، که این محکومیت در مرگ تو معنا پیدا میکند.

آن چیز که وجدان تو را دچار مشکل میکند به تو میگویم که احکام خداست نه محبت خدا. احکام خدا خوب است و برکت بهمراه دارد اما آنها تو را از محکومیت رهایی نمی دهند.

اگر تو بخواهی بسوی خدا بیایی به سمت عیسی بیا که محبت خدا در آنجاست.عیسی نیامده تا جهانیان را محکوم سازد بلکه نزد او با وجود گناهانت یک شانس برای تو وجود دارد برای آمدن بسوی خدا و با وجود وجدان مسئله دارت میتوانی به سوی خدا بیایی.

پس عیسی محبت خداست نه جلاد تو.

“زیرا خدا پسر را به جهان نفرستاد تا جهانیان را محکوم کند بلکه فرستاد تا بواسطه او نجات یابند.هرکه به او ایمان آورد محکوم نمیشود”

این کلام در مورد نجات میگوید که خدا نجات و رهایی است و نجات او بواسطه محبت او می آید. محبت او عیسی مسیح است. احکام خوب هستند اما نجات بخش نیستند.

هر چقدر انسان در زندگی به جلو حرکت کند و پیرتر شود بهتر درک میکند که احکام خیلی سخت هستند و وجدان تو در طی سالیان نمی تواند خوب بماند و در آخر همان احکام تو را محکوم می کند.

پس بیا بسوی عیسی مسیح که در آنجا حیات وجود دارد و هرکه به او ایمان آورد محکوم نگردد.

بنابر این دوباره تکرار میکنیم:

“زیرا خدا جهان را آنقدر محبت کرد که پسر یگانه خود را داد تا هرکه به او ایمان آورد هلاک نگردد، بلکه حیات جاویدان یابد. زیرا خدا پسر را به جهان نفرستاد تا جهانیان را محکوم کند بلکه فرستاد تا به واسطه او نجات یابند، هرکه به او ایمان دارد محکوم نمیشود” 

Comments are closed